|
||
چوپان قصه ما دروغگو نبود.....
او تنها بود و از فراق تنهايي فرياد گرگ سر مي داد...
اما افسوس كسي تنهايي او را درك نكرد و همه در پي گرگ بودند...
نظرات شما عزیزان:
در زیر باران ...
به درخواست چتر هم ... جواب رد میدهم ... میخواهم ... "تنهاییم" را ... به رخ این هوای دو نفره بکشم ...!
سلام ناناسم بازم مثه همیشه زیبا مخصوصا این متنتو خیلی دوس دارم
![]() ![]() ![]() ![]() برچسبها:
+
تاریخ | دو شنبه 20 شهريور 1391برچسب:, ساعت | 1:47 نویسنده | ღZAHRAღ
|